مجله آنلاین برای هنرمندان و هنر دوستان

آرتمینو - مجله اینترنتی فرهنگ و هنر

مجله آنلاین برای هنرمندان و هنر دوستان

نقد مارکسیست در روشنایی

منتشر شده در 31 فروردین 1398 توسط nfadaie

«روشنایی» فیلم کوتاهی در مورد زندگی ماشینی برای یک سیستم که هیچ کدام به تنهایی موفق نیستند. داستان فیلم زندگی مردی است که زندگی مکانیکی خود را با طلوع خورشید و نور آغاز می کند و با غروب آفتاب به پایان می رساند. هر روز صبح ساکنان این جهان ماشینی از خواب بیدار می شوند و به کار خودشان مشغول اند.
کاراکتر اصلی یک کارگر معمولی کارخانه لامپ های الکتریکی است، اما او چیزهایی در سر دارد که می خواهد این نظم مکانیکی را تغییر دهد.
قطعه موسقی این فیلم کوتاه اثر Osmar Maderna می باشد.

Luminaris

دو نکته درباره فیلم : نکته اول این فیلم کوتاه ترکیب بازیگرانی واقعی است در تعامل با اشیا متحرک و توالی زمان و نکته دوم  نور خورشید به عنوان یک نیروی مغناطیسی در فیلم می باشد.

جالب است بدانید که ساخت این فیلم ۶دقیقه ای و ۱۷ ثانیه ای تقریبا ۶ ماه طول کشیده به دلیل شرایط آب و هوایی و حرکت نور خورشید و عکس های دقیق در جهانی که نور حاکم است و سرعت زندگی را نور تنظیم می کند ، مردی از طبقه کارگر می خواهد مسیر زندگیش را با چیزهایی که در سر دارد تغییر دهد.

می خواهم یک نگاه جامعه شناسانه به فیلم داشته باشم  این انیمیشن کوتاه من مخاطب را به یاد جهان سرمایه داری مارکس و مارکسیست ها می اندازد.

تاریخ بشری، گروه‌ بندی‌ها و روابط اجتماعی، نهادها و شیوه‌های تفکر بشر، در تحلیل نهایی تا حد زیادی توسط «شیوه تولید مادی» مارکس تعیین می‌شوند. منظور از شیوه تولید مادی به طور کلی سیستم اقتصادی تولید و توزیع کالاهای مادی است. تغییرات تاریخی در شیوه بنیادین تولید، بر ساختار طبقاتی جامعه اثر می‌گذارد و در هر دوره طبقات حاکم و پایین‌تر از آن را شکل می‌دهد که وارد نزاعی برای کسب برتری‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می‌شوند. خودآگاه انسان از یک ایدئولوژی تشکیل می‌شود که عبارت است از عقاید، ارزش‌ها و شیوه‌های تفکر و احساس و که انسان به وسیله آنها درک می‌کند و براساس آنها، آنچه را که «حقیقت» می‌داند، تبیین می‌کند. ایدئولوژی از راه‌های گوناگون، محصول جایگاه و منافع هر طبقه معین است. در هر دوره تاریخی، ایدئولوژی مسلط، منافع اقتصادی و اجتماعی طبقه حاکم را تجسم بخشیده و برآورده می‌سازد.پیام این فیلم آگاهی بخشی بود برای تابوشکنی ها و رهایی از روزمرهگی ها و آموزش مفهومی بانام از خود بیگانگی. (مفهوم از خود بیگانی مارکس بر فرضی حیاتی اما به واقع متزلزل تکیه داده است. فرض می‌گیرد که مردم می‌توانند با موفقیت، جامعه‌ای پیشرفته و بازار‌محور را منسوخ کرده و به‌ جایش جامعه‌ای دموکراتیک بنشانند که به توافق جمعی برنامه‌ریزی شده باشد. مارکس مدعی است از خود بیگانگی ما نه فقط از آن رو است که بسیارانی از میان‌مان به محنت مشاغلی ملال‌آور یا حتی خفت‌بار داخل‌ند، نه فقط به سبب آن است که رقابت در بازار باعث شده سود را عزیزتر از نیاز انسانی بپنداریم، بلکه همچنین از آن‌جا نشات می‌گیرد که هنوز جامعه‌ای کاملا برنامه‌ریزی‌شده و به فرمان خود بنیان نگذاشته‌ایم، هنوز به جامعه‌ای عاری از رقابت و سود و زیان و پول و مالکیت خصوصی و غیره دست ‌نیافته‌ایم، جامعه‌ای که در پیش‌بینی مارکس ظهورش حین گذار جهان از خلال تاریخ اجتناب‌ ناپذیر است)

تئوری که بر مبنای آن تضاد طبقاتی، عامل اصلی ایجاد تغییرات اجتماعی است بر اساس اعتقاد مارکس انسان به صورت طبیعی، آزاد و خلاق آفریده شده و میل دارد بر شرایط اطراف و همچنین زندگی خود کنترل داشته باشد، اما.. جامعه سرمایه داری ، فراتر از کنترل قرار می گیرد و انسان ها را به جبر وادار به روش زندگی ای می کند که مطابق با سرشت و نیاز آنها نیست.
این نوع کارکردن از نظر مارکس شایسته انسان نیست و به تدریج باعث از خودبیگانگی کارگران می شود و آنها را به ماشین های زنده تبدیل می کند.
مرد کارگر می خواهد با یک تابو شکنی و تغییر در محاسبات این نظم مکانیکی را بشکند اما خوب به تنهایی نمی تواند و در آخر می بینیم با همان همکار مکانیکی خود موفق به شکستن این نظم و ریتم خشک فیلم می شود.

نام فیلم: (روشنایی)Luminaris
به کارگردانی : Juan Pablo Zaramella
زمان فیلم: ۶ دقیقه و ۱۷ ثانیه
محصول: ۲۰۱۱ ، آرژانتین
انیمیشن با تکنیک Pixelation

نویسنده : محبوبه کیائی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *